روستای تاریخی قلعه مورد


 
بنام خدا
 
راهنمای گردشگری منطقه جلیل شهرستان رستم
 
تهیه‌کننده
شورای اسلامی و دهیاری روستای قلعه مورد
 
پاییز 1400
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 تاریخچه طایفه جلیل از ایل بویراحمد
 بررسی و تحقیق پیرامون تاریخ شفاهی مردم طایفه جلیل از ایل بویراحمد حکایت از آن دارد که از آغاز حکومت صفوی به ویژ در جنگ چالدران در سطح یک یا دو تیپ از عشایر بویراحمد به حمایت از حکومت مرکزی در قالب یک کشور و چند لشکر نیروهای رزمنده از ایالات و عشایر تحت نظر مدیرکلان ایل بنام ایلخان و سازمان‌دهی در جنگ با دشمن خارجی وارد نبرد می‌شوند و در جنگ چالدران رزمندگان بویراحمد با سنگ چوبی بنام چوب کافر کش خط مربوط را تحویل گرفته و بعد از طبرستان وارد جنگ شدند شاه اسماعیل صفوی اول از میزان توانایی و چابکی رزمنده بویراحمد مردد بوده اما بعد از عملیات متوجه شدیم که این نیرو با تمرین و ورزیدگی هر سنگی که به‌طرف سرباز دشمن می‌اندازد اولاً باید بر سر او برخورد کرده و اگر فوت نمی‌شدند نیمه‌جان و او را با چوب کافرکش از بین می‌برد درز این نبرد جلیل و خلیل هر دو برادر خلیل مسئول بخشی از نیروی بویراحمد که افراد طایفه جلیل درآن‌واحد حضور داشتند و در خط نبرد نیروهای را تحت فرمان رهبری می‌کرد، نیروهای کرد و لر به فرماندهی ساروبیره به قلب دشمن زدند و دشمن را به عقب می‌راندند شاه اسماعیل که بر بالای تپه فرماندهی نظاره‌گر اوضاع جنگ بود و همه‌جا را می‌دید حدس زد که ممکن است سربازان او که در کل جبهه می‌جنگند گرفتار شلیک توپخانه سلطان سلیم پادشاه عثمانی قرار گیرد، این بود که یک سوار به نام جلیل را از تپه پائین فرستاد تا برود و به امیر عبدالباقی و ساروبیره فرمانده نیروها اطلاع بدهد که مواظب توپ‌های عثمانی باشد. جلیل و خلیل که دوبرادر بودند در این جنگ شرکت کرده بودند. جلیل از خلیل جوان‌تر بود و در آن روز از افسرانی به شمار می‌آمد که جزو ستاد فرمانده کل یعنی شاه اسماعیل محسوب می‌شدند و پیوسته برای اجرای اوامر شاه با او بودند. جلیل همین‌که فرمان پادشاه را دریافت کرد با اسب رکاب کشید. او می‌دانست که فرمان شاه ازلحاظ حفظ جان سربازان ایرانی که در قلب جبهه می‌جنگند بسیار اهمیت دارد و باید هر چه زودتر، دستور شاه به امیرعبدالباقی برسد. این بود که بدون توجه به اینکه اسب او برای فرود آمدن از تپه باید یک منطقه سراشیب تند را بپیماید رکاب کشید، رکاب محکم جلیل اراده را از اسب گرفت و آن جانور ناگزیر شد که سراشیبی را بتاخت طی کند و یک‌مرتبه سر سم رفت و در غلطید و راکب و مرکوب تا پای تپه غلطیدند و پائین رفتند جلیل بااینکه کوفتگی داشت برخاست و به‌طرف اسب خود رفت تا اینکه سوار شود و مأموریت را به انجام برساند ولی اسب که براثر غلطیدن و پرت شدن دچار وحشت شده بود گریخت و افسر جوان نتوانست آن را بگیرد، جلیل وقتی از اسب ناامید شد تصمیم گرفت که پیاده خود را به امیرعبدالباقی برساند و دستور شاه را ابلاغ کند و دویدن گرفت، آن‌قدر دوید تا اینکه نفس در سینه‌اش پیچید و لختی توقف کرد تا نفس را تازه نماید و باز دوید، اما قبل از اینکه افسر جوان خود را به امیرعبدالباقی برساند سربازان سپاه عثمانی که در قلب جبهه با سربازان ایرانی می‌جنگیدند یک‌مرتبه تماس را قطع کردند و به عقب رفتند سربازان ایرانی به گمان اینکه موفق به پیروزی قطعی شده‌اند با هر چه شادمانی دنبال سربازان عثمانی می‌رفتند که ناگهان توپ‌های عثمانی به صدا درآمد، درواقع قبل از اینکه افسر جوان که می‌دوید خود را به فرمانده قلب جبهه برساند توپ‌ها به صدا درآمد. جلیل همچنان می‌دوید تا امیرعبدالباقی را پیدا کند و دستور سلطان را به او ابلاغ کند، اما قبل از رسیدن جلیل سلطان عبدالباقی به قتل رسیده بود، جلیل که از پیدا کردن عبدالباقی ناامید شده بود ساروبیره را پیدا کرد، با آخرین نفس‌ها خود را به ساروبیره رساند و فریاد زد فرمانده امر می‌کند که .... در همین لحظه برای دومین مرتبه توپخانه دشمن به صدا درامد و افسر جوان نتوانست حرف خود را تمام کند زیرا نه فقط سر صدای زیاد توپ‌ها اثر صدایش را از اثر انداخت بلکه چهارباره بدنش را چون غربال کرد و بر زمین افتاد و برنخاست. از شخص پادشاه و امیران و بزرگان ستادی خصوصاً برادرش خلیل بسیار متأثر شد و خلیل از پادشاه می‌خواهد تسهیلاتی فراهم شود تا جسد برادرش جلیل را به کهگیلویه و بویراحمد آورده و در زادگاهش به خاک بسپارد بعد از فوت جلیل بین پیروانش برای ریاست طایفه اختلاف افتاده وساطت و خیراندیشی جلیل مؤثر واقع نشد. در این مرحله به سبب جنگ و درگیری داخلی مردم و طایفه جلیل متفرق و دو گروه گروهی در استان‌های اصفهان فارس خوزستان و گروهی به ایل بزرگ بختیاری مهاجرت کردند. (برگرفته از کتاب شاه جنگ ایرانیان در چالدران، نویسنده اشتن متز و جون بارک مترجم ذبیح الله منصوری صفحات 285-288). این آشفتگی تا زمان ایلخانی عبدالله خان بزرگ فرزند محمد طاهر خان بویراحمدی جریان داشت مشاورین نزدیک عبدالله خان بزرگ وقتی توسعه‌طلبی سیری‌ناپذیر ایلخان را مشاهده کردند به او پیشنهاد دادند که مرد طایفه جلیل را به صلح و صفا رسانده و آنان را مجتمع کرده که در حملات جنگ‌های پیرامونی خود را در خط مقدم قرار گیرند و به او تاکید کردند که مردم طایفه جلیل یک شانس در جنگ و یک فرایندی به یاری‌تان میابدنبرد گجستان
از آغاز دهه 1340 شمسی، رژیم پهلوی احساس می‌کرد که همه موانع و مشکلات را پشت سر گذاشته و اکنون هنگام آن فرا رسیده است که برای تحکیم رژیم و بقای آن دست به اقداماتی بزند. طرح مسئله انقلاب سفید و به‌ویژه اصلاحات ارضی با طراحی آمریکاییان و توصیه آنان بدین منظور به میان آمد. در آن ایام، تب انقلاب‌های دهقانی در برخی از کشورها داغ بود. شاه و حاکمان آمریکا بر این باور بودند که با شعارهای انقلاب سفید و اصلاحات ارضی، نه‌تنها بسیاری از گروه‌های اپوزیسیون و روشنفکران را خلع سلاح می‌کنند، بلکه طبقه دهقان را نیز جذب حاکمیت می‌کنند.
اما اوضاع بدان گونه پیش نرفت. بسیاری از علمای دینی و مهم‌ترین آن‌ها، امام خمینی، با توجه به وقایعی چون لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی و دیگر حوادث دوره پهلوی اول و دوم، و مشاهده دست آمریکا در جریان امور، مبارزه با رژیم را آغاز کردند. مخالفان سیاسی هم اگرچه به انفعال افتاده بوده اما اگر زمینه مناسب و بی‌خطری می‌یافتند از آن بهره‌برداری می‌کردند. شاه برای اجرای اصلاحات ارضی، فئودال‌های مناطق مختلف کشور را به تهران احضار می‌کرد تا آنان را مطمئن سازد که زیان‌های آن‌ها به‌گونه‌ای جبران خواهد شد و با تطمیع یا تهدید از واکنش آنان جلوگیری خواهد کرد. یکی از مناطقی که سابقه مبارزات خونینی با سلسله پهلوی داشت، منطقه کهگیلویه و بویراحمد بود. در زمستان سال 1341 شاه تعدادی از خوانین آن منطقه را به تهران احضار کرد تا از واکنش آن‌ها در برابر انقلاب سفید جلوگیری کند. بدین منظور عبدالله خان ضرغام پور و ناصر خان طاهری، رهبران ایل بویراحمد علیا و سفلا به تهران فراخوانده شدند. اما آنان در تهران دریافتند که جریان‌های ملی و مذهبی مهمی با برنامه‌های رژیم مخالف‌اند و با این آگاهی، دلگرم و امیدوار شدند که به منطقه برگردند و مبارزه را آغاز کنند. آنان به منطقه بازگشتند اما سیر تحولات اجتماعی، وضعیت جامعه را متفاوت از دهه‌های پیش‌ساخته بود، ازجمله اینکه مشروطیت سیاسی خوانین در میان ایلات کاهش‌یافته بود و زمینه مبارزات عشایری سنتی چندان فراهم نبود. به‌هرحال خوانین با تأکید بر اینکه این مبارزه جنبه ملی داشته و از پشتیبانی علما برخوردار است، توانستند زمینه نسبتاً مناسبی برای مبارزه فراهم کنند. بدین ترتیب، اواخر سال 1341 و سه ماه اول سال 1342، ایام آخرین مبارزه عشایر کهگیلویه و بویراحمد با رژیم پهلوی بود که با سرکوب خشن و خونین عشایر به پایان آمد. شرح آن مبارزات بیرون از حوصله این نوشته است اما نکته قابل‌تأمل در رخدادهای آن منطقه در آن ایام این است که مهم‌ترین و کوبنده‌ترین و درعین‌حال خونین‌ترین بخش آن مبارزه را طایفه جلیل از ایل بویراحمد صورت داده بود. رئیس آن طایفه، ملأ غلامحسین سیاهپور، هنگامی‌که پی برد علمای دین با برنامه‌های رژیم مخالف‌اند، آشکارا اعلام داشت که از همراهی با خوانین در مبارزه با رژیم می‌پرهیزد، اما به دستور علما مبارزه را بر خود واجب می‌داند. بدین گونه بود که او به‌طور مستقل به مبارزه برخاست و حماسه گجستان را آفرید.
نبرد گجستان در روز آخر فروردین و اول اردیبهشت 1342 میان مبارزان عشایر متشکل از طایفه جلیل و دیگر نیروها و نظامیان رژیم در منطقه گجستان (کل بهمنی) واقع در منطقه جلیل به وقوع پیوست. در این نبرد قوای دولتی با برجای گذاشتن دهها کشته و زخمی متحمل شکست سنگینی گردیدند. سپهبد بهرام آریانا فرمانده عملیات جنوب اعتراف کرد که واقعه گجستان نه‌تنها تطبیق عملیات را مختل و غیرممکن کرد بلکه باعث بحران بزرگی در عملیات نبرد گردید. قوای دولتی پس از شکست در این نبرد چون نتوانستند مبارزان عشایر را دستگیر کنند، با بی‌رحمی و شقاوت، خانواده‌های آنان را به مدت چند ماه مورد شدیدترین حملات و شکنجه‌ها و خشونت‌ها قراردادند. فرماندهان نظامی، نا صادقانه و با ادای سوگند و تأمین کتبی، سیاهپور را حاضر به معرفی کردند و سرانجام در 20 دی 1343 او را همراه با چند نفر دیگر از هم‌رزمانش اعدام کردند. (به قلم " دکتر سید مصطفی تقوی " استاد دانشگاه تهران)
ملأ غلامحسین سیاهپور به قلم سید ابوالحسن حسینی نیک:

ملاغلامحسین سیاهپور در سال ۱۲۹۴ هجری شمسی در منطقه جلیل استان کهگیلویه و بویراحمد متولد شد. وی یکی از سران نامی طایفه جلیل ایل بویراحمد و از حامیان دکتر مصدق در منطقه بود که چندین بار با فرستادن تلگراف حمایت خود را از جبهه ملی اعلام نمود. نکته ارزنده و بسیار جالب‌توجه در خصوص مرحوم سیاهپور این است که متأسفانه اکثر مورخین استان ازجمله نوه ایشان بیشتر به ابعاد سیاسی و حماسی زندگی ایشان پرداخته‌اند اما موضوع بسیار مهمی که اکثر مورخان از آن غافل مانده‌اند بعد فرهنگی ملأ غلامحسین سیاهپور است. این بزرگوار سال ۱۳۳۸ اولین فردی است که در مناطق جلیل، بابکان و مراسخون ممسنی (انصاری) تقاضای خود را برای یک معلم به بهمن بیگی اعلام و نهایتاً با ایشان موافقت شد. شایان‌ذکر است، این سردار نامی در جنگ‌های زیادی حضور داشتند اما در جریان جنگ گجستان ۱۳۴۱ و ۴۲ نقشی بسیار مهمی ایفا کرد. وی در ابتدا قصد دخالت در این جنگ را نداشت ولی سرانجام در منطقه دروهان راضی و وارد اردوی مبارزین شد.
ایشان در عین حالیکه حاضر به قسم خوردن نشد ولی اعلام کرد که تا آخر بر سر عهد خود می‌ماند و در این جنگ نهایت دلیری و شجاعت را از خود نشان داد و ضربات بسیار سنگینی بر قوای دولتی وارد کرد و آن‌ها را مجبور به عقب‌نشینی کرد و تا مدتی متواری و حاضر به تسلیم نشد. اما سرانجام به خاطر فشار نظامیان و چریکان محلی بر خانواده این سردار جنگ و مردم طایفه جلیل با امان‌نامه یا قول کتبی تأمین جان خود از سرتیپ اردو بادی– فرماندهی ژاندارمری فارس- حاضر به تسلیم و بعد از چهل روز اقامت در تهران نهایتاً ایشان را به شیراز منتقل دادند. اما رژیم بر عهد خود پایدار نماند و پس از سه ماه و یک محاکمه فرمایشی وی ویارانش را در روز ۱۹ دی ۱۳۴۳ برابر با ۵ ماه مبارک رمضان در شیراز تیرباران نمود. طبق گزارش ساواک ملأ غلامحسین سیاهپور حتی در زندان نیز نماز و روزه خود را ترک ننمود و با زبان روزه اعدام شد. بر این اساس، پس از نبرد گجستان، سپهبد آریانا در بیست و دوم تیر ۱۳۴۲ طی نامه‌ای به شاه ضمن اعلام پایان عملیات، آغاز اجرای سیاست‌های دولت را به‌صورت زیر پیشنهاد کرد:
۱. اعلام کهگیلویه به‌عنوان فرمانداری کل کهگیلویه و بویراحمد.
2. استقرار کلیه سازمان‌های اداری
3. استقرار پاسگاه‌های ژاندارمری.
3. فعالیت‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی.
ازاین‌رو، منطقه کهگیلویه و بویراحمد از قلمرو سیاسی استان‌های هم‌جوار خود (فارس و خوزستان) منفک شد و به‌عنوان یک استان به مرکزیت یاسوج در نقشه جغرافیای سیاسی کشور، هویت جدیدی یافت و تیمسار علیزاده به‌عنوان اولین فرماندار کل این منطقه منصوب گردید.موقعیت جغرافیایی منطقه جلیل (پشت کوه رستم)
منطقه جلیل از مناطق جنوب و جنوب غرب شهرستان بویراحمد (یاسوج) می‌باشد، که دارای دو جغرافیای هم‌مرز و متفاوت به‌ویژه ازنظر اقلیم و پوشش گیاهی است. یکی منطقه گرمسیری (پشت کوه جلیل) که از جنوب به شهرستان باشت، از شمال به شهرستان بویراحمد، از شرق به شهرستان رستم ممسنی، از غرب به شهرستان چرام و برخی از روستاهای رستم منتهی می‌شود. از رودخانه‌های مهم این منطقه رودخانه دائمی و مشهور گجستان است که پس از طی مسافتی به رود زهره می‌پیوندد و اصلی‌ترین جاذبه گردشگری آن آبشار پای طوف از حومه سالاری جلیل می‌باشد که آب آن از چشمه‌هایی است که از دل کوه چال طوف (گل گرد و ...) بیرون می‌آید و چشم‌انداز آن نهرهایی آبی است که در بستر درختان بلوط، بن، انجیر، انار، مورد و .... جاری است. دیگری، منطقه سردسیری جلیل است که از جنوب به رستم و از جهات دیگر با شهرستان بویراحمد همسایه است. کوه معروف زرآورد که بخشی از داروهای گیاهی را تأمین می‌کند و چشمه‌سارهای فراوانش از دیگر نقاط دیدنی و اقلیمی این منطقه است.وضعیت اجتماعی
مردم منطقه جلیل درگذشته به شجاعت و سخت‌کوشی شهرت داشته‌اند. آنان ضمن آگاهی از نظام سنتی - اجتماعی و ایلی و ارتباط و نسبت با برخی از خوانین، چندان از آنان تبعیت نکردند و روش و جغرافیای نسبتاً متفاوتی از ایل را در پیش گرفتند. یکی از مظاهر بارز آن انتخاب همین جغرافیای مستقل است که در نوار مرزی شهرستان بویراحمد و میان شهرستان‌های رستم ممسنی و باشت واقع گردیده است. مردم این منطقه خود عهده‌دار امور بودند و به‌عنوان یک طایفه واحد (متشکل از دو اولاد اصلی به نام های حسن و حسین) در قالب بیش از 15 اولاد فرعی به‌نظام زندگی اجتماعی خود سروسامان داده و هرچند دهه فردی از میان یکی از فامیل‌ها مدیریت و ریش‌سفیدی این منطقه را بر عهده می‌گرفت و به رتق‌وفتق کارها می‌پرداخت. از دیگر نشانه‌های بارز خودباوری مردم منطقه جلیل نام‌آوری برخی از مردان بزرگ این منطقه در رویارویی با رژیم پهلوی (غائله جنوب 1342) بود، که به گفته محمد بهمن بیگی مدیرکل فرهنگی وقت عشایر تنها، چادر فرهنگ عشایری جلیل در برابر گلوله‌های رژیم پهلوی تسلیم نشد که این نشان از اصالت پرچمی تک‌رنگ و سربلند در برابر پرچم سه رنگ و معکوس حکومت شاهنشاهی داشت اما با پیروزی انقلاب اسلامی و ایجاد زمینه مشارکت در عرصه‌های فکری، فرهنگی و سیاسی این مردم خدمات ارزنده‌ای را به کشور و نظام جمهوری اسلامی تقدیم نمودند که به‌عنوان نمونه می‌توان از کارنامه درخشان آنان در دوران هشت‌ساله دفاع مقدس یادکرد در حال حاضر این مردم با جمعیتی بالغ‌بر پانزده هزار نفر در شهرستان بویراحمد (یاسوج) و دیگر شهرستان‌ها و روستاهای استان کهگیلویه و بویراحمد سکونت دارند، که به نسبت جمعیت بیشترین آمار فرهنگی، دانشجویی، دانشگاهی و حتی رشته‌هایی مانند پزشکی و مهندسی متعلق به این منطقه است. ولی با توجه به چنین قابلیت‌ها و پتانسیل‌هایی، جایگاهی در مصادر امور رسمی واداری به‌ویژه عرصه مسئولیت‌های مختلف ندارند. امید است که این مهم یعنی توجه به استعدادهای مردم این منطقه موردتوجه مسئولین کشور قرار گیرد؛ زیرا یکی از رسالت‌های تاریخ محلی شناخت و معرفی قابلیت‌های و استعدادهای برتر است.مناطق گردشگری جلیلروستای تاریخی قلعه مورد
قلعه تاریخی مربوط به دوره ساسانیان

 قلعه مورد معرف به قلعه طوس آثار تاریخی دارد که نوع معماری آن به زمان مهندسی دوران ساسانیان بیشتر شباهت دارند ولی بنا به برخی روایت‌ها این آثار تاریخی در قرن 6 و 7 اسلامی به سبب نفوذ یوسف خان که در جهت باطنی‌گری کوشش می‌کرد مدتی بر این دژ دست‌یافته و مردم آن روزگار که زبان و کردار او را نمی‌فهمیدند برخی اشخاص مرجع را از این برده و درنهایت عوامل خان قزداری آنجا را ترک کردند این دژ بارها دست‌به‌دست گردید. قلعه تاریخ متشکل از چندین ساختمان در تپه بلندی در روبروی روستا قرارگرفته است. یک ساختمان دوطبقه در وسط برج و ساختمان‌هایی دیگر در چهارگوشه قلعه قرارگرفته‌اند تونل زیرزمینی به متراژ 200 متر قلعه را به چشمه وصل می‌کرده و به خاطر مسائل امنیتی از طریق این تونل به آب آشامیدنی دسترسی پیدا می‌کردند و یک دژ نگهبانی در نزدیکی چشمه هم استقرار داشته تا از کسانی که از چشمه آب برداشت می‌کردند محافظت کنند، این مجموعه ساختمان‌های قدیمی قلعه، چشم‌انداز زیبایی را به روستای تاریخی قلعه مورد داده است که چشم هر گردشگری را به خود جلب خواهد کرد.بیشه‌زار قلعه مورد
در پانصد متری روستای قلعه مورد، بیشه‌زار موردی قرارگرفته‌اند که زیبایی خاصی را خلق کرده‌اند این موردها و درختان دیگری شامل انگور، انجیر به‌صورت خودرو رشد کرده‌اند، ای بیشه‌زار دارای چشمه‌زارهایی خنک و در زیر این درختان و موردهای زیبا رودخانه  خروشان گجستان می‌گذرد، ترکیب رودخانه و درختان مورد و انگور و انجیر در کنار هم چشم‌انداز زیبایی را خلق کرده است، که بسیار خنک و باصفا بوده و تفرجگاهی دل‌نشین برای علاقه‌مندان به طبیعت محسوب می‌شود.
اگر قصد سفر به روستای تاریخی قلعه­مورد دارید از روستای کوپن حدود 35 کیلومتر رو به سمت شمال حرکت می‌کنید که در مسیر ابتدا به روستای حسین‌آباد، پرین، چهارطاق، کناره، بکر، دودک و نهایتاً به روستای زیبای قلعه مورد می‌رسید، در این مسیر درخت‌های زیبا و سرسبز بنه، بلوط، انار و همچنین دره‌های عمیق کوههای بلند و زیبایی که پوشیده از درختان بلوط، و گونه‌های مختلف گیاهی می‌باشد را می‌بیند که زیبایی‌های دوچندانی به مسیر داده است بعد از اتمام مسیر در ورودی روستا به قلعه تاریخی مربوط به دوره ساسانیان برخورد می‌کنید و در پایین‌تر از آن درختان زیبای مورد و انگور و انجیر می‌باشند که باعث می‌شوند گردشگر سفری پرجاذبه را تجربه کند.
 رودخانه  خروشان گجستان

شکل 3 رودخانه گجستان
از دیگر مناطق گردشگری جلیل رودخانه  خروشان گجستان می‌باشد که در طول مسیر خود باعث به وجود آمدن زیبایی‌ها و چشم‌اندازهای خارق‌العاده‌ای در طبیعت بکر منطقه شده است. این رودخانه که بالاتر از روستای خیکنده جلیل سرچشمه می‌گیرد، در مسیر خود روستاهایی با جاذبه‌های گردشگری قرار دارند،، ازجمله این روستاها روستای پهون، فاریاب، قلعه‌مورد، دودک می‌باشند.
 
 
 
 سلسله آبشارهای پای توف جلیل
 

شکل 4 آبشار پای توف
یکی دیگر از جاذبه‌های طبیعی منطقه پشت کوه جلیل شهرستان رستم سلسله آبشارهای پای توف است که در حدود چهل‌وپنج کیلومتری شمال غربی شهر مصیری نزدیک به روستای سالاری واقع‌شده است. این آبشار ازلحاظ ارتفاع دومین آبشار استان فارس می‌باشد که جنگل، کوه، باغ‌های انار و خانه-های مسکونی سنتی منظرگاه این نقطه پر صفاست. آبشار زیبای پای توف در 30 کیلومتری بخش کوپن (سورنا) و در دل طبیعت واقع‌شده است بعد از گذر از روستای کناره به دشت همواری می‌رسد که پر از بادام‌های وحشی است در ادامه مسیر به روستای سالاری می‌رسد و سپس با ادامه مسیر به /آبشار پای توف خواهید رسید، ارتفاع آبشار در حدود هفتاد متر است.
 
 

 

 

 

 

 

 


 


 
 

رفتارهای متفاوت انسانها

بنام خدا

چرا افرادی که ارزشها و هنجارهای مشترکی دارند رفتارهای متفاوتی از آنها سر می­زند؟

در یک بازار پر از جمعیت در یکی از شهرها بمبی به وسیله عده ­ای شرور و تروریسم منفجر می­ شود و رشته گسل زندگی انسانهایی را که نمی­دانند چرا باید درآنجا و در آن لحظه بمیرند را می­گسلند، و در نقطه ­ای دیگر از همان شهر چندین نفر جان خودشان را به خطر می ­اندازند تا انسانها و کودکانی را که گرفتار بلایای طبیعی مثل سیلاب و حریق شده ­اند را نجات دهند. در یکی از خیابانهای شهرمان دو جوان مست و کثیف زنی فقیر و مستمند را که اندک درآمد فرزندان یتیمش را تازه از عابر بانک دریافت کرده است، را می­دزدند و درخیابانی دیگر جوانانی را می­بینیم که دست پیرمرد نابینا و کوژپشتی را که توان رد شدن از خیابان را ندارد را گرفته و آن را از خیابان عبور می ­دهد. در قسمتی از پارک دو دختر جوان با همراه دو پسر جوان را می­ بینیم که بر خلاف عرف و شرع، ارزش­ها و آرمان­ها را زیر پا گذاشته به شیوه ­ای نامشروع دارند با هم ارتباط برقرار می­ کنند و درگوشه ­ای دیگر از همان پارک دخترانی محجبه و پسرانی با عفاف نشسته­ اند که به دور از هرگونه مسائل حاشیه­ ای  و خلاف شرع در نزدیکی هم دارند به تفریحشان می­ پردازند. در یکی از هتل­های شهرمان عروسی برپا می­شود که در آن خوردنی­ها، نوشیدنی­ها و غذاهای سرد و گرم متنوع وگوناگونی نیمه خورده در آن رها شده و ریخت و پاش عجیبی برپاشده است و میهمانان آن به دور از هرگونه نگرانی و دلهره به شادی و پایکوبی می ­پردازند، درست در همان لحظه در گوشه­ای دیگر از شهر در یک خانه محقر و کوچک پدر و مادری را می­ بینیم که در حسرت اندک غذایی برای پر کردن شکم فرزندان معصومشان هستند. در یک جا معشوقه ­هایی را می ­بینیم که با هم هم قسم شده ­اند که هر طورکه شده تا آخر عمرشان به پای همدیگر باشند و هیچ چیزی باعث جدایی بین آنها نشود و در جای دیگر زنی را می­ بینیم که توسط شوهرش مفصل کتک خورده و بر اثر شدت جراحات آن را به بیمارستان منتقل می­ کنند.

اما به راستی چرا انسانها رفتارهای متفاوتی را از خودشان نشان می­ دهند؟ چرا یک نفر تروریسم می­ شود و باعث مرگ هزاران انسان می­ شود و یک نفر حاضر است جان خودش را به خاطر دیگران به خطر بیندازد( مثل معلم خارشی که به خاطر نجات جان دانش­ آموزانش جان خودش را به خطرانداخت)؟  چرا یک نفر مجرم می­ شود و یک نفر امین و معتمد دیگران؟ چرا یک مرد به همسرش احترام می ­گذارد و مرد دیگر همسرش را تا دم مرگ کتک می­زند؟ چرا عده ­ای تجمل­گرا هستند و عده­ ای ساده­ زیست و حاضرند زندگی­شان را با دیگران تقسیم کنند؟  و......

برای پاسخ دادن به رفتارهای متنوع انسانها باید به رفتار و اعمال آنها به طور خاص بیندیشیم. تمامی رفتارهای انسانها بخشی از فرایندهای اجتماعی پیچیده ­ای هستند که در مجموعه ­ای از ساختها، مقررات، قواعد، هنجارها و ارزشهای اجتماعی رخ می­دهد. انسانها در جوامع مختلفی زندگی می­کنند که فرهنگ­ها ، ارزشها، آرمانها و هنجارهایی مختلفی بر آن حاکم است، این فرهنگ­ها، ارزش­ها و آرمان­های مختلف باعث می­ شود که رفتارهای متفاوتی از انسانها سر بزند؛ مثلا در یک جامعه مثل جامعه­ ی ما حجاب برای زن ارزش تلقی می­شود و در جامعه­ای مثل جوامع غربی زنها در در پوشش خود آزاد هستند. اما چرا درجوامعی که دارای فرهنگ، ارزش­، آرمان­ و هنجارهای مشترکی هستند رفتارهای متفاوتی از کنشگران آن جامعه سر می­زند؟

از مهم­ترین عواملی که می­توان به عنوان علت چنین رفتارهای متفاوتی از انسانهایی که یک فرهنگ مشترک دارند نام برد، مبحث جامعه ­پذیری افراد است. بر طبق تعریف بروس کوئن جامعه پذیری یا اجتماعی شدن فرایندی است که به انسانها راههای زندگی کردن را در جامعه می­ آموزد، شخصیت می ­دهد، و ظرفیت­های او را در جهت انجام وظایف فردی به عنوان عضوی از جامعه توسعه­ می ­بخشد. از آنجا که انسان به غرایز بسیار متنوعی مجهز است، برای آنکه بتواند به حیات خود ادامه دهد به ناچار می ­آموزد که چگونه به دیگران بپیوندد و حتی برای رفع بنیادی­ترین نیازهای خود با آنان همکاری کند. آنچه که همکاری­های میان افراد بشر و وابستگی میان آنان به یکدیگر را ممکن می­سازد، نظامی از الگوهای رفتار آموخته شده است که دیگر اعضای یک فرهنگ در آن سهیم­اند. این الگوی مشترک یا معیارهای رفتاری را «هنجار» می­نامند.

در واقع کودک از سنین بسیار پایین آرمان­ها و ارزش­ها و هنجارهای اجتماعی پذیرفته شده در جامعه را می­ آموزد و از این طریق به وسیله نهادها در  فرایند جامعه ­پذیری صحیح قرار می­ گیرد. انسان­ها با درونی کردن فرایند صحیح جامعه ­پذیری، یاد می­ گیرند که به نیازهای زیستی خود به شکلی که از لحاظ اجتماعی پذیرفته شده باشند و با قوانین و شرع جامعه مغایرت نداشته باشد، پاسخ گوید. بدین سان رفتارها و نیازهای زیستی مثل تشنگی، گرسنگی و نیازهای جنسی به شیوه ­هایی ارضاء می­ شوند که به باورها و ارزش­ها و هنجارهای فرهنگی پذیرفته شده لطمه نزند. مثلا در فرهنگ دینی جامعه ما رفع نیازهای جنسی باید با جاری شدن خواندن خطبه ­ی عقد همراه باشد و بعد از آن است که دو طرف مجاز هستند با همدیگر ارتباط جنسی برقرار کنند. با این وجود جامعه ­پذیری صحیح در یک جامعه، پایه و اساس رفتار آتی کنشگران آن جامعه هستند. اگر در جامعه­ ای اجتماعی شدن به صورت ناقص و بر خلاف هنجارها و آرمان های ان جامعه شکل گیرد، مطمئنا در آن جامعه رفتارهایی هنجارشکن انجام می­ گیرد که طبعات سنگینی را برای آن جامعه به بار می­ آورد. از نهادهای بسیار مهم و تاثیرگذار در فرایند جامعه­پذیری صحیح نهاد خانواده می­ باشد. خانواده گروهی است دارای روابط جنسی پایا و مشخص که به تولید و مثل و تربیت فرزندان منجر می­شود و در اجتماعی کردن فرزندان و برآوردن نیازهایی بنیادی آنان، مسئولیت اصلی را بر عهده دارد و یک فرهنگ خاص را پدید آورده و در واحد خاصی زندگی می­کنند. از دیدگاه کوئن خانواده کارکردهای متعددی دارد. این کارکردها و سطح اجرای آن از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر متفاوت است. از مهمترین کارکردهای خانواده کارکرد اجتماعی کردن کودکان است. خانواده در طول تاریخ حیات بشری نخستین موسسه برای اجتماعی کردن جوانان و نوجوانان بوه است. خانواده پس از تولد فرزند، برای یک مدت نسبتا قابل توجه، تنها گروهی است که کودک با آن تماس مستمر دارد. به همین دلیل، خانواده در شکل ­گیری وجهه نظرها، ارزش­ها و باورداشتهای کودک نقش اصلی را بر عهده دارد و بر نوع روابطی که فرد با عوامل و نهادهای اجتماعی دیگر دارد، تاثیر می­گذارد. از این رو خانواده­ای که فرایند جامعه­ پذیری فرزندانش را به طورکامل انجام ندهد، خانواده­ای ناقص است.

مسلم نراقی منش کارشناس ارشد جامعه شناسی

منبع: ارل ببی(1390) روش تحقیق در علوم اجتماعی، رضا فاضل: نشر نی

بروس کوئن(1389) مبانی جامعه شناسی، رضا فاضل و غلامعباس توسلی